|
|
جغرافياي طبيعي و تاريخي استان
|
ناهمواريهاي استان ايلام از چين خوردگيهاي موازي در جهت شمال غربي و
جنوب شرقي به وجود آمده است. اين كوهها از رسوبات دوران اول تا چهارم
زمين شناسي به يادگار ماندهاند ، ولي شكلگيري كلي آنها عموماً به
دوران دوم و سوم زمين شناسي مربوط است. اين كوهها چنان گسترده و
فشردهاند كه امكان شكلگيري دشتهاي ميانكوهي در ميان آنها فراهم نشده
است.
با توجه به نقشه ناهمواريهاي استان به خوبي معلوم ميشود كه شما و
شمال شرقي استان از ارتفاعات و كوهستانهاي بلند تشكيل يافته و نيمة
غربي و جنوب غربي آن از نواحي كم ارتفاع با شيبي به طرف غرب شكل گرفته
است كه دشتهاي وسيع گرمسير منطقة مهران ـ دهلران و دشت عباس را در
برميگيرد. ارتفاع اين دشتها از 300 متر كمتر است
وجود اين ناهمواريها كه در مجاور سرزمينهاي پست قرار
گرفتهاند،اختلاف ارتفاع اين دو نيمه را به حدود 3000 متر ميرساند با
توجه به اين خصوصيت طبيعي، شكلي از زندگي اجتماعي پديد آمده است كه
امروز به نظام عشايري و ايلي معروف است.
به طور كلي نواحي شمال و شمال شرقي استان ايلام كوهستاني و نواحي جنوب
و جنوب غربي و مغرب آن از اراضي پست و كم ارتفاع تشكيل يافته است.
مهمترين ارتفاعات استان كبير كوه و دينار كوه ميباشند.
استان ايلام از نظر شرايط اقليمي جزو مناطق گرمسير كشور محسوب ميشود،
ولي به علت وجود ارتفاعات، اختلاف درجه حرارت و بارندگي در بخشهاي
شمالي، جنولبي و غربي آن زياد است، به طوري كه ميتوان از نظر اقليمي
مناطق سه گانة سردسيري گرمسيري و معتدل را در اين استان به خوبي مشاهده
نمود. اين مناطق سه گانه عبارتند از
مناطق كوهستاني و شمالي شرق استان كه آب و هواي نسبتاً سردسيري با
زمستان طولاني دارد. حداقل درجة حرارت اين مناطق در زمستان تا 15 درجه
زير صفر ميرسشد و ميزان بارندگي آن نيز به بيش از 500 ميليمتر در سال
بالغ ميگردد
سرزميني كه اكنون استان ايلام نام دارد، بنا به اسناد تاريخي
فراواني،بخشي از كشور عيلام باستان بوده است. اين كشور در حدود 3000
سال پيش از ميلاد به وجود آمده و تا سال 640 1 پيش از ميلاد به حيات
اجتماعي خود ادامه داده است. در اين سالا، به فرمان آشور باني پال به
خاك و خون كشيده شده و منقرض شده است. از شهرهاي اين كشور،به اسامي
شوش « پايتخت اصلي» ماداكتو پايتخت تابستاني اهواز خايدالو ماساباتيك و
كابيانه اشاره شده است
در كتيبههاي بابلي، عيلام را آلامتو يا آلام خواندهاند كه به قولي به
معناي كوهستان با كشور طلوع خورشيد است. مدتي پس از سقوط عيلام، حزوه
فرمانروايي آنان به دو منطقه تحت نفوذ پارسها در شرق و مادها در غرب
تقسيم شد. اقوام ساكن زاگرس در دوره هخامنشي جزدي از امپراطوري هخامنشي
بوده است، ولي ظاهراً ارتش هخامنشي براي عبور از زاگرس ناچار به پرداخت
باج به كوه نشينان مقتدر آن بوده است.
بنا به نوشتة مورخان يوناني، در زان سلوكيه، ساكنين زاگرس اكثر اوقات
با اقوام مهاجم و بيگانه در نبرد بودهاند. وجود آثار باستاني فراواني
از دورة ساساني در استان ايلام و لرستان،نشان ميدهد كه اين منطقه در
آن زمان بسيار آباد و با اهميت بوده است. اسامي شهرهايي مانند «
ماسبندان»، « مهرگان كدك» ، « دارشهر» ، « سيمره» ، « اريوخ » و «
شيروان» اين نظر را تأييد ميكند. محل دقيق برخي از اين شهرها هنوز
روشن نشده است.
در اواخر دورة ساساني، خاندان فيروزان بر اين سرزمين و خوزستان حكومت
داشتهاند كه آخرين آنها پس از شكست در جنگ جولا به دارالخلافه اعزام
شده است. بعد از تسخير ايران به وسيله عربهاي مسلمان، احتمال دارد كه
اين ناحيه جزئي از ايالت كوفه شده باشد و اسامي شهرهاي ماسبندان ،
مهرگان و سيمره معرب شده باشند.
|
|
|
|